محمد متینمحمد متین، تا این لحظه: 11 سال و 8 ماه و 10 روز سن داره
تاریخ عقدتاریخ عقد، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 6 روز سن داره
تاریخ عروسیتاریخ عروسی، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه و 4 روز سن داره
اولین دیدار ادارهاولین دیدار اداره، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 25 روز سن داره
خواستگاریخواستگاری، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 13 روز سن داره
محمد مبینمحمد مبین، تا این لحظه: 6 سال و 3 ماه و 17 روز سن داره
مهتامهتا، تا این لحظه: 2 سال و 2 ماه و 8 روز سن داره
بابا رضابابا رضا، تا این لحظه: 43 سال و 1 ماه و 4 روز سن داره
مامانمامان، تا این لحظه: 43 سال و 5 ماه و 11 روز سن داره

نفس مامان نرگس و بابا رضا

سال 1395

1395/1/9 9:20
نویسنده : مامان نرگس
600 بازدید
اشتراک گذاری

سلام پسر نازنین من

عیدت مبارک

امسال دومین سالیه که سر سفره هفت سین پیش ما هستی

پارسال خیلی کوچولو بودی و تازه بدنیا اومده بودی و من هنوز حالم خوب نبود

سال تحویل خونه بابابزرگ بودیم

نصفه شب سال تحویل بود ولی ما 3 نفر بیدار بودیم

امسال سال تحویل راس ساعت 8 صبح بود

و شما بازم بیدار شدی موقع سال تحویل خوشگل من

البته بابا رضا حموم بوددلخور

چند دقیقه بعد از سال تحویل اومد بیرون

شما تو بغل من بودی و من قرآنو برداشتم و با هم قران میخوندیم ان موقع

بعدشم رفتیم مود عید دیدنی

اون روز 6 جا رفتیم عید دیدنی

شب اومدیم بیرجند که فرداش بریم مشهد

ولی روز بعد بابا رضا ماشینو برد تعمیرگاه که برای سفر آماده بشه

شبم خاله سمانه اومد خونمون

روز بعدم رفتیم مشهد

توی راه هم خدا رو شکر خیلی اذیت نکردی و بیشتر خواب بودی

نزدیکای مشهد یه جا نگه داشتیم و رفتیم نماز خوندیمو استراحت کردیم

برای بار اول کفش پات کردیم و خودت با کفش راه رفتی

کفشات سوت دار بود و خیلییی ذوق کرده بودی و همش راه میرفتی و میرفتی کنار باغچه و میخواستی گلا رو بچینی

توی مشهدم بیشتر به عید دیدنی گذشت و دوبار رفتبم حرم که بار دوم کلا خواب بودی عزیزم

عید دیدنی هم هر جا رفتیم خیلی خونگرم بودی و به همه حال میدادیخندونک

همه عاشقت شده بودن و هی بغلت میکردنو میبوسیدنت

امروزم که ختنه سوری امیر محمده و باید بریم جشن

این مدت راه رفتنت خیلیییییییی عالی شده

بابا - آب - برق - داغ - به به رو قشنگ میگی

به چیزی هم که بخوای قشنگ اشاره میکنی

دیروزم میخواستی کنارت بشینم ولی میخواستیم بریم بیرون و تو و بابا رضا رو ببریم دکتر واسه همین بلند شدم قهر کردی و چنان گریه کردی

خیلی واسم جالب بود عکس العملتچشمک

کلا عاشق بچه هایی و خیلی راحت باهاشون بازی میکنی

فدای پسر نازنینم بشم من

انشاا... سال 95 سال خیلی خیی خوبی واسه همه مردم دنیا و ما باشه

سالی پر از شادی ، سلامتی ، خوشبختی ، عشق و محبت

انشاا... امسال هر کس به هر آرزویی که داره برسه

الهی آمین

پسندها (1)

نظرات (0)